تبليغاتX
امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره!

امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره!

امروز 22 تیرماه سال هزار و سیصد و هشتاد و پنجه ! درست یه سال پیش در چنین روزی من اولین پست وبلاگم رو نوشتم و به جرگه وبلاگر ها پیوستم ! به عبارت دیگه امروز جشن تولد یه سالگی وبلاگ منه ! الان باس بهش بگم : عزیزم دوست دارم تولدت مبارک ! تولدت مبارک !

اون موقع که من شروع کردم شاید به غیر از ممدرضا و امید و الکس ، وبلاگ در خور دیگه ای نبود. اما امروز خیلی از بچه ها وبلاگ دارند و اگه حرفی واسه گفتن داشته باشند تو اونجا می زنند ! این خیلی خوبه ! حداقل اگه همدیگر رو نمی بینیم ، از حال و هوای هم خبر داریم . گرچه چراغ وبلاگ بعضی ها بی فروغ شده اما بازم همین که می دونیم ممکنه یه روزی یه چیزی توش بنویسه ، امید خوبیه ! الان وقتی به وبلاگ های ملت سر می زنم شاید ده ، پانزده تا لینک به بچه های دیگه هست ، یعنی آدم هایی هستند که هر جا باشند از راه نوشته هاشون با همدیگه در ارتباطند !

اما من دیگه یواش یواش می خوام از این حلقه خارج بشم ، می خوام آروم آروم خودم رو از وبلاگ نوشتن بازنشسته کنم . درباره عطر تو خیلی حرف واسه گفتن هست اما شنونده ای نداره ! اونروزی که اینجا رو شروع کردم ، شاید عطر تو برام یه حرف بود ،  اما الان دارم مقاومت می کنم تا عطر تو من رو از خود بی خود نکنه !

حالا که زیزو هم از فوتبال خداحافظی کرده منم از نوشتن دست می کشم . چهار پنج تا دیگه مطلب هم روی کاغذ بود ، سوژه های زیادی هم تو ذهنم هست واسه نوشتن اما این چیزایی که نوشتم باز خورد خوبی نداشته و دیگه انگیزه ای برای تایپ این نوشته های پراکنده نمونده !

اسم وبلاگ من هم خیلی پرطرفداره ! تو این مدت 2 تا هم اسمم رو تو بلاگفا دیدم و دو تا هم رو پرشین بلاگ !

علی آقای الکس که از ما پرسیده بودند پس کی می خوای دل بکنی ؟ هم بدونند که این اولین گام ! تا قدم بعدیش چی باشه ! خدا داند !

یه چیزی هم می خواستم بگم در مورد دو نفر . تویی که این همه مدت باهات رفاقت کردم ، تو تنهاییت باهات بودم و بهت نارو نزدم و تویی که حرفت رو رو زمین ننداختم و روی اشتباهت سرپوش گذاشتم و خودم کلفتش رو به جای تو شنیدم .توی اولی با اون کارت و توی دومی هم با اون حرفی که پشت سرم زدی . بدونید که اگر در حقتون دشمنی هم کرده بودم با این کاراتون دیگه بی حساب شدیم ، پس دیگه هیچ توقعی از من نداشته باشید !

واسه اینکه حال شهریار رو هم بگیرم ( چون می دونم ازین کار بدش میاد ! ) بگم که : آقا شهریار غیبی ما چاکریم دربست ! اصلا یه جور اساسی ! یه جور ِ ناجور ! این مرام تو من رو پیر کرد شهریار ،می فهمی، پیرم کرد !

بعدش هم اینکه من آدم اهل ریسکی ( به قول سلطان علی پروین : اهل ریکسی !) هستم ، بنابراین واسه اینکه روی خودمم کم کنم ، شاید کاری رو که توش 99 به 1 هم موندم رو هم انجام بدم ، اینم یه هشدار !

آخرش اینکه ،

 امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره !

امشب همین ترانه هم نفس نفس دوست داره !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

تقریبا همه چی،برای ایرانیان، داره رو به افول می ره ! وقتی به کار خواننده های پاپ ایرانی نگاه می کنم و اونارو با 10 سال پیش مقایسه می کنم واقعا حالم گرفته می شه ! موسیقی پاپ که داخل ایران به فنا رفته و ارزش فکر کردن هم نداره ، کسایی مثل اصفهانی و عصار و .... نشون دادند که هیچ چیز خاصی برای ارئه ندارند ، چون نه آهنگ سازی حالیشونه نه کار با تنظیم کننده های درست حسابی ، نه ترانه درست حسابی دارند واسه خوندن ! البته نقش انکارناپذیر حکومت اسلامی رو در بر انداختن موسیقی در ایران ( چه سنتی، چه پاپ ) نمی شه انکار کرد ، به قول یکیشون ، اگر یه کار بوده که توش موفق بودند ، همین یه کاره !

اما با تقریب خوبی می شه از این خرده خواننده ها صرفنظر کرد و به سمت غرب حرکت کرد ! اولین جایی که تا چند وقت پیش باید توقف می کردیم ، سوئد بود ، اما الان اسپانیاست ! ابی بزرگترین خواننده ایرانی الان تو اسپانیا زندگی می کنه ، اما دیگه اون ابی سابق نیست ، ابی وقتی ابی بود که با فرید زولاند کار می کرد . دوتا آلبوم آخر ابی ، واقعا در نهایت ضعف تهیه شده ! تنظیم کننده آلبوم ها شوبرت آواکیان ، اصلا ساز بندی بلد نیست ، چه برسه به تنظیم ! دلیل اینکه حتی دیگه قمیشی هم با ابی کار نکرد ، همین تنظیم های بد شوبرت بود ، آخرین آلبوم درست حسابی ابی ، شاید ستاره های سربیه که ، خود قمیشی ، تهیه کننده بود . حتی ترتیب آهنگ ها رو هم قمیشی معین کرده بود و تنظیم ها هم با نظارت خودش بود . حسرت پرواز رو اگه دقیق گوش کنید می بینید در سطح آلبوم در پیت بلک کتز تنظیم شده ! اصلا بعضی جاها ، ابی یه چیز دیگه می خونه ، ساز زیر صدا یه جای دیگس ! جز صدای ابی ، این آلبوم هیچی نداره !

بعد از سوئد و اسپانیا می رسیم به شهر هندمندان دنیا ! لس آنجلس !

آلبوم های قدیمی قمیشی رو وقتی گوش می کنم ، واقعا حالم گرفته می شه ! تنظیم های زیبای استیو مک گرام ! چیزایی که ما اصلا نداریم تو موسیقی ایرانی ! گیتار بیسی که زیر صدا میاد ! ریتمی که استیو استفاده کرده ! از همه اینها گذشته ، سولو های گیتار الکتریک که برای ایرانی ها که اصلا نمی دونند گیتار الکتریک چیه ! واقعا شاهکاره در حد خودش !

اما این یکی دو تا آلبوم آخرش که ، واویلاست ! نشسته مصاحبه می کنه می گه : من اون زمانی که لندن بودم ، رولینگ استون و بیتلز می زدند و ما هم عشق می کردیم ، الان هم تاثیر اون ها رو می بینید !

آخه بیچاره ! کسی که با Rock بار اومده ، آخرش می ره سراغ Trance ! تو از رولینگ استون تاثیر گرفتی یا از Dj Tiesto ؟ یا از آرمین فان بروخن ؟ تو با این همه ادعات ، خجالت نکشیدی آلبومت رو دادی آلن نظریان که دیگه همه می دونند ، یه کیبرد زن در پیته ! تنظیم کنه ؟ وقتی زدی تو کار مایه و راه افتادی اینور اونور کنسرت ، فکر کردی همه مثل خودتند ؟ ندیدی استیو مک گرام دیگه حاضر نشد آهنگ های درپیت ِ به اصطلاح ترنس تو رو تنظیم کنه ! تو از خودت خجالت نکشیدی ؟ شده یه بار باز بری قصه امیر رو گوش کنی ؟ یا جراتش رو نداری ؟ کارت از Rock به جایی رسیده که نوازنده هات همون نوازنده های اندی شدند ! دیگه چی بهش بگم ! این از فحش هم بدتره !

داریوش اما ، آلبوم آخرش با فرید زولانده ! فرید ، مردی از افغانستان که ، سلطان آهنگ سازیه ! حتی توی تنظیم هم نظرش صاحبه ! اما حیف که صدای داریوش پا به پای آهنگ سازی فرید نمیاد ! اگه می خواهید قدرت مانور ذهن فرید رو ببینید ، باید با ابی به دیدار نبوغ فرید برید ! خورشید خانوم ، عطر تو ، غریبه ، هزار و یک شب !

بی خود نیست می گن ابی رو فرید ابی کرده !

اما خلاصه موزیک ایرانی هم مثل بقیه چیزا ، داره رو به زوال می ره ! دیگه شاید هیچ وقت ، یه آلبومی مثل ستاره های سربی نداشته باشیم ! ( ستاره های سربی پرفروش ترین آلبوم بعد از انقلابه ایرانه ! ) به هر حال اینها سرمایه های ماست ، چیزایی که ما تا عمر داریم از یارمون نمیره !

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

امروز صبح تنها پا شدم رفتم درکه ، ساعت 9 پلنگ چال بودم . کوه تنها هم واسه خودش عالمی داره ! از یه جا به بعد که فقط خودم بودم و خودم ! (از کافه قندی ) . آقای پیری بهم گیر داد که واسه چی تنها اومدی کوه ؟ آدم با خانومش میاد یا رفیقش ! گفتمش : آدم باس با یکی بیاد کوه که نه آدم لنگ اون بمونه و نه اون لنگ آدم ! یه کم ساکت شد و گفت : راست می گی !

تو پلنگ چال ، با یه بنده خدایی آشنا شدم ، جیــــــــــــــــــــــگر ! سروش نامی از بچه های گل روزگار ! چشمای زاغ ، مو های بور ، صدای زیبا ، هنرمند و ادیب ! یه بنده خدایی دف آورده بود و سروش دف به دست ، کوه ساکت و باوقار رو به سماع آورد ! صدا جز از دف ِ سروش بلند نمی شد و کانون کوه شد نوای زیبای ساز سروش آسمانی ! تا پائین با هم بودیم و ما هم که عاشق موسیقی و ادبیات ، کلی حرف زدیم ! از هر دری ! ورودی 80 ، ادبیات عرب دانشگاه تهران ، از خانواده های اصیل تهرانی و همون که گفتم یه جیگر واقعی !

وقتی بهش گفتم 81 صنایع شریفم ! باورش نمی شد ! می گفت دروغ می گی ! تو حداقل 30 سالته ! گفتم چه کنیم دیگه ! قاپ ما هم از اول سه پلشت اومده !

گفتم برنامه کوهت چجوریه ؟ گفت : یه روز در میون ! گفتم : تو چه جون سفتی داری که یه روز در میون میای ! گفت : ای آقا داستان داره ! پاپیچش شدم تا بهم بگه ! اول من من کرد اما آخر، سِر دل بر ما عیان کرد و کاش نمی کرد !

می گفت الان حدود یه ماهه از نامزدم جدا شدم ، می گفت سر عقل رو گرفتم و پا روی دلم گذاشتم ! می گفت با خودم فکر کردم الان عشقه و چیزی نمی بینه ، دو سال دیگه که من نتونم واسش چیزایی رو که می خواد فراهم کنم ، اون وقت باید هزینه سنگینی رو بدم ! پس با هاش حرف زدم و به هر شکل قانعش کردم ! گرچه روز آخر مثل ابر بهار اشک می ریخت ( این دقیقا تعبیر خود سروشه ! ) . الان هم اون رفته شمال و منم یه روز در میون تو درکه و دربند ولم !

دِلُم سُخ سیش !(دلم برای او سوخت ، در گویش آبادانی ! ) آخه خیلی سخته ! پا رو دل گذاشتن ! ولی کلی باهاش حرف زدم و چه آدم پری ! از چیزایی باهاش گفتم که الان فقط سروش می دونه و بس !

راستی در مورد زیزو هم ، اگه بریداینجا  می بینید اون ماتراتزی حرومی چی بهش گفته ! ترجمه انگلیسیش اینه ::

the son of a terrorist whore , so just fuck off

ترجمه فارسیش هم می شه (البته با ادبیش نه چارواداریش ! )

مادر به خطای تروریست ، گورت رو گم کن !

هر جا بودم ، حتی اگه رئیس جمهور ایران ، حتی توی مجمع عمومی سازمان ملل ، حتی اگه رئیس جمهور ایالات متحده این حرف به من می زد ، من واکنشم بد تر و شدید تر از زیدان بود ! حالا شما بگید فینال جام جهانی و زمین فوتبال جای این کارا نیست ! من سر زیدان رو می بوسم که تو میدونی به این بزرگی بازم غیرت و اصالتش رو حفظ کرد !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

یه ماهه دندون رو جیگر گذاشته بودم تا این جام جهانی تموم بشه و من حرفام رو در بارش بزنم ! اولا اون آقایونی که بوق می زدند برانکو استراتژیسته ! بیان تحویل بگیرند ! تیم آخوند ها به درد لعنت خدا هم نمی خورد ! اگه من بودم همه این ببو ها رو به جز آندو و علی کریمی ، لای جرز دیوار میذاشتم تا عبرتی بشه واسه بقیه ! دروازه بانی که از احمدی نژاد گل بخوره باید پاس گل هم بده ! اون دادکان ملعون ِ روباه صفت هم خوب رو دستی خورد از گرگ کثیفی به نام علی آبادی ! پرسپولیس و تاج رو خراب کردند واسه اینکه به قول خودشون فوتبال دو قطبی نشه ، اما نتیجه اش رو خوب دیدند ! مگه دروازه بان پرسپولیس جرات داشت پاس گل بده ! علی آقا پدرشو در میاورد ! حالا شما باز برید دنبال ترسو های کروات . 8 ساله دیگه، هر وقت به ایران گل می زنند ، کیف می کنم ! وقتی مکزیک گل زد ،تو سکوت و بهت ، فقط من بودم که مثل یه مکزیکی بالا پائین می پریدم !

شما پیش بینی هاتون خیلی جالب بود ، سه یک ایران می بره ! دو هیچ ایران می بره ! اما من نتیجه رو گفته بودم ، سه باخت ، که البته آخریش با رایزنی های انجام شده توسط علی آبادی بدست نیومد !

اینا که از ایران ، اما بقیه ، اون آرژانتین با اون مربیش که دیگه نگو ! فرساد جون تحویل بگیر تیمت رو  ! گفته بودم بهت ؟ نگفته بودم !

برزیل هم که با اینکه طرفدارش بودم ، اما آدم وقتی سنش بالا می ره ، ترسو می شه ! کارلوس آلبرتو ، توی 94 کجا و توی 2006 کجا ! به به تو و روماریو و بلانکو با اون سیستم هجومی کجا ؟ این تیم در پیت استقلالی صفت کجا ؟

انگلیس هم که اصلا هیچی بابا ! این همه بازیکن ! دریغ از یه بازی درست حسابی !

پرتقال ، سرمایه ای بیشتر از چهارم شدن نداشت ! اگه رونالدو رو نداشت ، به نظر من بهتر بود !

آلمان ، با اینکه در تمام ادوار جام از آلمان و آلمانی جماعت تنفر داشتم و دارم و خواهم داشت ، اما واقعا باید به یورگن و تیمش احترام گذاشت ! تو زمان بازیگریش هم تنها آلمانی بود که من ازش بدم نمیومد !

فرانسه هم که اگه حتی یه روز از آلمان خوشم بیاد ، امکان نداره از فرانسه خوشم بیاد ! هیچ وقت بازی قشنگ از این تیم ندیدم ! این دومنک که حالم رو بهم می زد ! ترزگه هم خوب جوابش رو داد ! تا دیگه با یه مهاجم بازی نکنه !

در مورد زیدان و خودم :

Zizo لقب زیدانه ! اما من هم ازش استفاده می کنم ، علتش اینه که پرسپولیسی ها به حامد کاویانپور می گفتند :حامد زیزو ! چون اسم ما هم حامد بود ، یه سری از دوستامون همین لقب رو پشت اسم ما استفاده کردند و یواش یواش من هم باهاش خو گرفتم ! حالا وقتی دیشب زیدان رو دیدم که که با سرش به سینه اون ماتراتزی دیلاق کوبید ، دلم براش سوخت ، یه جوری خیلی براش ناراحت شدم ! آخه زیزو حیف بود تو بازی آخرش ، اینجوری از زمین بره بیرون ! زیزو با اینکه همیشه تو تیم هایی بازی کردی که من ازشون متنفّر بودم( از یوونتوس تا رئال و فرانسه ) اما با کار دیشبت ، واسه همیشه تو قلب منی ! منم اگه جای تو بودم با مشت دو سه تا دندون ماتراتزی رو واسش رو زمین می ریختم ! تا دیگه ازین ..........نکنه !  مرامتو عشقست زیزوی عزیز !

هلند ، تیم دوست داشتنی من که چه زود با وحشی بازی پرتقالی ها ، حذف شد ! البته حقش بود ، اون فان باستن اگه آدم بود ، مرده خور معروف ، نیستلروی رو ، روی نیمکت نمیذاشت !

جمهوری چک ! آه و صد آه که هنرمند ترین تیم جام چه زود حذف شد ! یان کلر عزیز ، پاول ، پوبورسکی که از یورو 96 باهاش حال می کردم ! وقتی این تیم بازی می کرد ، احساس می کردم دارند یه سمفونی کلاسیک می نوازند !

ایتالیا ! حقش قهرمانی نبود ! مسیر صعودش نسبت به بقیه آسون تر بود ، اما جلوی آلمان هم خیلی خوب بازی کرد ! تو فینال که گند زده بود ، اما یه برگ برنده داشت که در ادامه می گم !

اگه به همه تیم های حذف شده نگاه کنید ، تقریبا مربی های همشون تعویض های دفاعی می کردند ! از آرژانتین تا برزیل و حتی فرانسه ! اما لیپی ، این پیرمرد نشون داد که هنوز سر پر بادی داره ! جلوی آلمان دل پیرو رو آوردن کم حرفی نیست ! یا تو بازی فینال ، از میانه کم کردن و مهاجم آوردن جاش ! هنره ! اینه ، رمز موفقیت ایتالیا !

یادمه یه دوست داشتم رزمی کار بود ، البته خفن ! سر و کارش با خنجر و شمشیر و این چیزا بود ! یه بار بهم می گفت : تو بازی مرگ و زندگی بیشتر از اونی که فکر جون خودت باشی باید به فکر گرفتن جون حریفت باشی ! لیپی فکر گرفتن جون حریفش بود و جون همه رو هم گرفت !

(راستی شهرام ، این جمله رفیقم به درد تو هم می خوره ها ! )

تو کل بازی ها ، سه شب خوابم نبرد ، یه بار بازی پرتقال هلند ، که دلم واسه هلند واقعا سوخت !

بعدش ، شب بازی برزیل فرانسه ! از دست این کارلوس آلبرتو و بعد اینکه فرانسه برزیل رو برده !

آخریش هم دیشب بود ، به خاطر زیدان ، به خاطر زیزو ! ژنرال خسته فرانسوی که هر چی داشت واسه سپاهش تو طبق اخلاص گذاشت و وقتی هم که رفت سپاهش نتونست جاش رو پر کنه ! سرداری که 8 ساله پیش ، با موهای مشکی به قلب خط دشمن زد و با سرش از لای پای بهترین مدافع چپ اون موقع ، دروازه برزیل رو باز کرد ! رهبری که هم رهبر بود و هم صفدر ! حالا واسه من هم که همیشه توی تیم دشمنم بوده ، جاش خالیه !

تا کی دوباره صدای زیزو ، زیزو توی هوا بپیچه و زیدان پشت هر حریفی رو بلرزونه ! خداحافظ زیزوی همیشه دوست داشتنی !



+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

امروز عجب روزی بود ! کلی حرف شنیدم . اما مرغ دانا چون به دام افتد تحمل بایدش ! اینهمه حرف یه فایده ای هم داشت . من رو به حال و هوای قدیمم برد . عادتی رو که از یادم رفته بود رو دوباره زنده کرد . دو نخ سیگار خریدم ، رفتم یه پارک زیر سایه یه درخت نارون ، ساکت ساکت ، یه نسیم ملایم و خنک تو ظهر به این گرمــی فقط حیف هوا ملس نبود ! نشستم و فکر کردم و نگاه کردم و .....کاش کاری رو که  باید می کردم ، کرده بودم تا الان اینجوری نشه !

به هر حال صبح که از خونه می رفتم بیرون ، 60 به 40 بودم ، ظهر که از دانشگاه اومدم 80 به 20 ، و از بعد از ظهر تا حالا هم  99 به 1 !

یارو می گه : من از پایان می ترسیدم و آغاز کردم ! اما من می گم : چون از پایان می ترسم آغاز می نکنم !

با حافظ هم در میون گذاشتیم ، بنده خدا اونم مثل اینکه مثل ما از صبح تا حالا نظرش برگشته !

صبح به من گفت :

حافظ چه نالی گر وصـــــل خواهی                         خون بایدت خورد گاه و بیــــگاه

عصر در گوشم زمزمه کرد :

دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد                         چو لاله داغ هوائی که بر جگر دارد

راستی امروز چندم تیر ماهه ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

به نظر شما احتمال اینکه آدم یه دوستش رو که خونش شمال شرقی تهران هستش رو تو توی یه موقعیت زمانی یکسان دو بار اتفاقی ببینه ، چقدره ؟(با این توضیح که خونه ما غرب تهرانه ! )

پارسال ساعت 9 شب یکی از روز های تیر ماه ، من امیر رو دم ورودی شهرک امید بصورت تصادفی دیدم !

من پشت فرمون بودم و امیر داشت از خیابون رد می شد ! اول می خواستم زیرش کنم اما بعد دیدم حیفس !

می گفت که اونروز پروژه تحلیلش رو با شهرام تحویل داده بوده !

حالا 5 شنبه من داشتم دوباره توی یه روز تیر ماه با سرعت 110 کیلو متر بر ساعت میون اتوبان همت می رفتم که یهو امیر رو دیدم سر خروجی صیاد شیرازی واستاده ! همچین زدم رو ترمز و کشیدم کنار که ایرج را خوف فرا گرفت ! با  شهرام قرار داشت بره حال و حول ! بهش گفتم کنار اتوبان منتظر نمون ! خوبیت نداره !

جالبه امیر ! هر دو باری هم که تو رو دیدم ، حالم گرفته بوده ! خیلی هم گرفته بوده ! اما یه دفعه با دیدن تو یه کم یادم رفته ! فکر می کنی بازم تیر ماهی باشه که همدیگه رو ببینیم ! اما من از تیر ماه می ترسم ! آخه ماه ترک کردن منه ! ماه درد کشیدنه و ساکت موندن و به هیچ کس نگفتن !

راستی یه چیزی در مورد امیر ، بعضی موقع ها که تو چشماش خیره می شم ، فکر می کنم الان هر چی از دهنش در میاد به من می گه ! اما چیزی نمیگه ! حالا امیر تو به همه اینجوری نگاه می کنی یا فقط به من ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

رومئو راه افتاده تو خیابون و زده زیر آواز و داره برای ژولیت می خونه !

A lovestruck Romeo sings the streets a serenade
Laying everybody low with a love song that he made
Finds a streetlight steps out of the shade
Says something like "you and me babe, how about it?"

ژولیت صداش رو می شنوه و می گه :

Juliet says "hey, it's Romeo, you nearly gave me a heart attack"

نزدیک بود من رو سکته بندازی !

رومئو شروع می کنه به گفتن :

ژولیت سرنوشت ما اینه !

Juliet, the dice was loaded from the start
And I bet that you exploded into my heart
And I forget I forget the movie song
When you gonna realize it was just that the time was wrong?
Juliet

ادامه می ده :

When you can fall for chains of silver
You can fall for chains of gold
You can fall for pretty strangers

وقتی تو می تونی عاشق یه زنجیر نقره یا طلا بشی ، نمی تونی .......................

و چه قول هایی که بهم نداده بودند  :

You promised me everything, you promised me thick and thin, yeah
Now you just say "oh Romeo, yeah, you know I used to have a scene with him"

ژولیت یادته ؟ یادته چه حالی داشتی وقتی با من بودی ؟

Juliet, when we made love you used to cry
You said "I love you like the stars above, I'll love you 'til I die"
There's a place for us you know the movie song
When you gonna realize it was just that the time was wrong?
Juliet

ژولیت من نمی تونم ، من نمی تونم ........

I can't do the talk, like the talk on the TV
And I can't do a love song, like the way it's meant to be
I can't do everything, but I'll do anything for you
I can't do anything except be in love with you

ژولیت تمام کاری که من می کنم از دست دادن تو شده ، راهی که بهش خو گرفتم :

And all I do is miss you and the way we used to be

حالا کاری که می کنم بوسیدن تو ، میون زنجیر ترانه هامه :

Now all I do is kiss you through the bars of a rhyme
Juliet, I'd do the stars with you any time

ژولیت یادت اومد ؟

Juliet, when we made love you used to cry
You said I love you like the stars above, I'll love you till I die
There's a place for us you know the movie song

وقتی می فهمی که دیگه خیلی دیره !

When you gonna realize it was just that the time was wrong?
Juliet

بازم سوال اول رو ازت می پرسم ژولیت :

"You and me babe, how about it?"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

واسه اکثر ما دانشگاه هم دیگه داره تموم می شه . این دانشگاه برای ما مثل یه تونل می مونه که اولش همه از جاهای متفاوت داخلش شدند و حالا هم بعد از طی تونل دارند ازش خارج میشند ! این تونل واسه بعضی ها به قول مارک نافلر، Tunnel Of Love بود و برای خیلی ها هم ، یه تونل معمولی مثل بقیه تونل ها !

تا حالا بچه ها اکثرا یا از قبل تونل حرف زدند و یا از توی تونل ، اما من می خوام یه کم هم از بعد از تونل حرف بزنم !

حدود دو سه سالی که از تونل گذشته یه روز مهدی به من زنگ می زنه می گه که : یه مینی نیری الان داره تو بیمارستان ار ار می کنه ! منم عشق می کنم و با یه دسته گل می رم سراغش تا اون لپ های تپلش رو بکَنم ! اگه دختر باشه که همونجا نامزدش می کنم آخه هم خانوادش رو خوب میشناسم هم اینکه پولداره(!) هم اینکه اختلاف سنی خوبی نسبت به من داره ! اگه هم پسر باشه یه دختر از فامیل رو بــــــــــــله !

شهریار رو گروهی از مریدان ِ مرامَش به مرحله خداوندی رسانده اند و در حال پرستش وی می باشند !

فرساد با قدرت های ما فوق بشری که داره در موزه حیات وحش دارآباد نگهداری میشه !

امید وزیر کار و امور اجتماعی در دولت آینده شده !

یه روز محمدرضا رو تو مترو می بینم ، ازش حال و روز رو می پرسم . بهم میگه دست از مدیریت برداشته و رفته دنبال فلسفه ! کلی حال می کنم ! بهش می گم فقط مواظب باش مثل رامین نشه سرنوشتت !

آلبوم آخر System Of … رو می خوام دانلود کنم ، این سایت Rapidshare.ir ، اکانت می خواد یه SMS به بهزاد می زنم می گم داری چیزی تو دست و بالت ؟ می گه بابا ما شعبه ایران Rapidshare رو راه اندازی کردیم ، یه اکانت یه ماهه رایگان در اختیار ما میذاره و ما هم خودمون رو خفه می کنیم !

سعید یه شرکت تبلیغاتی زده و بین فوتبال و فیلم و اذان تولیدات شرکتش از شبکه های مختلف پخش می شه !

امین در بستر زاینده رود به دنبال نفت می گرده و هنوز پیدا نکرده ( پروژه لیسانسشه ! )

ده آبادی به عنوان جاسوس دو جانبه هسته ای فعالیت می کنه !

علیرضا از مدیران محبوب بخش خصوصی شده ، اونا هر کارخونه ای رو که می خوان از دولت بخرند (البته با قیمت کاملا مناسب ! ) ، علیرضا رو یه یک سالی به مدیریت اون کارخونه می گمارند !

ممد رحیمی هم که در لیست آبادگران قرار گرفته و با 1500 رای به عنوان نماینده اول تهران وارد مجلس شده !

امیر به علت ورشکست کردن ایران خودرو با این مدل بازار یابی در زندان به سر می بره ! قاضی وثیقه ای به مبلغ هزار میلیارد تومان واسه آزادیش تعیین کرده !

شهرام بعد از اینکه گند این مدل در اومده در کشور امریکا انواع پناهندگی رو اخذ کرده !

محسن شریفانی عزیز هم که تا دنیا هست مراد ماست و ما هم مریدش !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

یکی دو روز پیش برای سر و سامون دادن به وضع CD هامون یه کیف خریدیم ، در حین استخراج CD ها از کشو، به یه سی دی قدیمی از حبیب برخورد کردم . نمی دونم واسه چند وقت پیشه اما شاید بیش از 6 ، 7 ساله که از عمرش می گذره ! شب انداختمش تو ماشین و کلی حال کردم ! صدای حبیب و ترانه های قشنگش . سی دی واسه زمانی که ماشین دزدی سوار می شدیم ( یعنی با دوستای ناباب بدون گواهینامه ماشین بر می داشتیم و .... یعنی از حدود دوم دبیرستان ) :

خورشيد خانم بفرمائيد از آن بالا بياين پائين
ما ظلم رو نفله كرديم آزادي رو قبله كرديم
از وقتی  خلق پاشد زندگـــــي مال ما شد

یا این یکی که خیلی قشنگه :

گلهای گل خونه ای، دنیا وفا نداره
این تازگی طراوت، فردا صفا نداره
تونازنین قشنگی،اما صفا نداری
یک دنیا شوخ و شنگی اما وفا نداری
مهرت به دل نشوندم، اما خبر نداری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  | 

من با شهرام تو وبلاگ این چند نفر یه مجادله ای کردیم، که من به شهرام گفتم اینجا برات یه پست چدا می نویسم. به علت مسائلی که در پست قبلی نوشتم ، یه مقدار در وفا به عهدم تأخیر پیش اومد . اما بخوانید ادامه را :

عمده حرف تو اینه که به جای این کار ها بیایم قوه اقتصادی مردم رو بالا ببریم . تو می گی کسی که به نون شبش محتاجه ، حرفی از آزادی نمی زنه ! اما عزیز دلم اگه بری یه نگاهی به تاریخ تحولات اجتماعی انسان بندازی ،می بینی اکثر اصلاح طلب های جوامع از اقشار پائین دست یا حداکثر متوسط جامعه بودند . مهمترین مشخصه ای که دارند اینه که با شرایط اقتصادی بد ، به دنبال علم و آگاهی رفتند و بعد سعی در آگاه سازی جامه اشون کردند .

من اونجا مثال هند و گاندی رو برات زدم اما تو جوابی به من دادی نه در حد و اندازه های خودت . از هند رفتن گفتی و آرزوی برگشت به ایران ، نگفتی که آیا هند هم جمعیتش اندازه ایرانه ؟ آیا مثل ایران پول مفت نفت داره یا نه ؟ گفتی هند حداقل 200 سال کاملا زیر سلطه قرار داشته ؟ گفتی هند با این جمعیت انبوه فقیر چند سال که از زیر یوق انگلیسی ها دراومده ؟ گفتی چند نوع فکر و آیین و قوم مختلف داره ؟ (که ما اینجا با سه چارتا قوم تو سر و کله هم می زنیم ؟ ) گفتی هند از نظر تعداد دانشمند تو دنیا دومین یا سومین کشوره ؟ گفتی سرمایه دار هندی می خواست ذوب آهن اصفهان رو بخره ؟ گفتی ما واسه پرونده هسته ایمون چقدر منت هند رو کشیدیم تازه اعتنایی هم بهمون نکرد ؟ به قول خودت کشورشون گند از سر و روش میباره اما اینرو بدون تو اگه از منهای هزار شروع کنی صفر برات شاید قله باشه !

از فرانسه گفتی ، این گدا رو دیدی ؟ رفتی سوربن رو هم ببینی ؟ تا حالا از این گدا ها تو مملکت خودت ندیده بودی؟ رفتی تاریخ فرانسه رو هم بخونی ؟ به فکرت نیومد همین جا حرف از اولین جمهوری ها زده شده باشه ؟

خندم گرفت وقتی دیدم گفتی ایرانیا می رفتند هند تو نونوایی کار می کردند ، تازه اون زمانی که ایران آزاد بوده ! تو واقعا فکر کردی من منظورم از آزادی آزادی جنسی هست ؟ ایران کی تا حالا آزاد بوده ؟ زمان رضا شاه آزاد بوده یا محمد رضا شاه ؟ یا زمان اون خسرو پرویز هرزه ( که 3000 زن و کنیز تو حرمسراش داشت)؟

شهرام جان بدون که آدم مرفه خیلی مشکل تر واسه آزادی مبارزه می کنه ! چون این مبارزه واسش هزینه سنگین تری داره ! حالا وارد بحث اصلی خودم میشم ! آگاهی مهم تره یا وضعیت معیشتی مردم ؟

فکر کنم اگه یه نگاه اجمالی بندازی خودت میتونی بفهمی که از آگاهی مردم تو غرب به ثروت رسیدند . نه از ثروت به آگاهی ! نمونه بارزش همین فرانسه . یا وفتی انگلیس مجلس عوام داشت وضع اقتصادی مردمش خوب بود ؟ تو بندر هایی مثل لیورپول کارگر ها چه جوری زندگی می کردند ؟ مثال بعدی همین آسیا ، ژاپن ! وقتی حکومتش مشروطه شد ، مردمش مثل الان ثروتمند بودند ؟

استدلال تو من رو به یاد حرف خواجه تاجدار ( از شخصیت های باهوش تاریخ و من همیشه بخاطر هوشش ستایشش می کنم ) تو وصیتش به فتحعلی پخمه انداخت ! محمد خان با اون زیرکی خاص خودش به فتحعلی می گه : اگه می خوای راحت به این مردم حکومت کنی اونا رو تو جهل و نادانی نگه دار ! شهرام نمیگه تو فقر و بدبختی ، می گه تو جهل و نادانی !

فکر کنم خوت هم قبول داشته باشی که عامل بدبختی ملت نادانی اونهاست نه بی پولیشون !  تو اگه به کارگر کارخونه پاداش بدی ، چیکار می کنه ؟ اگه آدم خوبی باشه می ره واسه زن و بچش لباس و غذا می خره ! اگه آدم بدی هم باشه می ره یا عرق می خوره یا ...... یا کارت ریسیورش رو عوض می کنه تا PlayBoy ببینه !

اما اگه بهش بفهمونی که بابا اگه حداقل حقوقت بشه 180 هزار تومن هم من بدبخت می شم هم تو ! دیگه نمیره به احمدی نژاد رای بده ! دکتر معین می گفت من پزشک هستم  و عادت دارم مشکلات رو اساسی حل کنم ! آزادی زندانی سیاسی مشکل اساسی ماست ! چون اون زندانی هست که درد اصلی و واقعی مردم رو گفته ! گفته اگه قدرت دست یه نفر باشه فساد میاره ! نه تنها واسه شخص حاکم ، واسه تمامی لایه های جامعه !

 شهرام پیشنهاد می کنم با آدم های متفاوت تری ارتباط بر قرار کنی ، اینقدر بر خلاف ادعات ، بچه مثبت نباش ! خیال نکن اگه کسی معتاده ، وای وای چقدر بده ! فکر نکن که دوستی با یه دزد کار بدیه ! برو اینا رو ببین تا بدونی که وضع اقتصادی خوب واسه آدم فرهنگ و آگاهی نمیاره !

خلاصه حرف آخر اینکه همیشه سعی کن به مردم آگاهی بدی ! در مورد تجمع خانوم ها هم باید بگم که من با اینکه خودم نبودم اما مطمئن هستم که کار درستی بوده و ازشون حمایت می کنم ،مثل خیلی ها که از رفتن ترسیدند و بهانه آوردند که تو این جامعه این کار ها اشتباهه ، نیستم ! چون هر چقدر هم هزینه داشته باشه ، وقتی آدم های توی هفت تیر دیدند که چطور با قساوت دست رو زنها و دختران مردم بلند شده ، حتما شب قبل از خواب فکر می کنند و فردا به آشنا ها هم می گند و این یعنی واکنش زنجیره ای ! نا خودآگاه یاد شِکوه علی (ع) میفتم که وقتی خلخال از پای دختری یهودی کنده بودند گفت اگر مسلمانی از این بابت بمیرد خرده ای بر او نتوان گرفت !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Zizo  |